Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘موسیقی پاپ’ Category

کنسرت سهیل نفیسی در کاخ نیاوران پدیده ای بود که توجه بسیاری از مخاطبانِ آن نوع از موسیقی را به خود جلب کرده بود. نفیسی که از چندی قبل به عنوان ادامه دهندهء راه فرهاد و فرامرز اصلانی در ایران محبوبیت فراوانی به دست آورده بود، تا حد زیادی توانست رضایت دوستدارانش را دوباره جلب کند.
در این کنسرت شاهد اجرای تعداد کمی از آثار شناخته شدهء وی ( از آلبوم ری را) بودیم که در کنار آن نفیسی به اجرای ترانه هایی پرداخت که به زودی قرار است به صورت آلبوم های جداگانه ای وارد بازار شوند. اولین آلبومی که قرار است از او منتشر شود حاوی ترانه هایی با گویش بندری هستند و آلبوم بعدی در واقع به نوعی ادامهء راهِ آلبوم پرطرفدار ری را خواهد بود.

 نکته ای که در اجرای نفیسی به چشم می خورد، تسلط بالای وی در نوازندگی و خوانندگی به هنگام اجرای زنده بود که البته این شاید حداقل انتظار به نظر بیاید اما در هر کنسرتی می توان شاهد برخی خطاها و لغزش ها بود که تا حدی قابل چشمپوشی هستند و به ویژه در میان هنرمندانِ موسیقی پاپ اینگونه لغزش ها متاسفانه یا خوشبختانه تا حد زیادی عادی هستند (حتا در اجراهای مختلف از گروه های راک در اروپا و آمریکا هم میتوان اینگونه لغزش ها را به راحتی پیدا کرد که البته پرداختن به این مساله فرصتی جداگانه میطلبد).
ترانه های نفیسی بسیار ساده و روان هستند و همین مساله تا حد زیادی در محبوبیت او موثر بود. به نوعی فرار از پیچیدگی ها و صداهای اضافه تبدیل به سبک کاری وی شدند که مطمئناً اهمیت دادن به این نکات میتواند در افزایش محبوبیت نفیسی نقشی کلیدی بازی کند. این سادگی البته به نوعی شاید لازمهء درک اثر هنری نیز باشد؛ چرا که کلامی که برای بسیاری از ترانه ها انتخاب شده، به قدری تاثیرگذار و مهم است که براای درک آنها موسیقی باید در ساده ترین نوع ممکن باشد تا شنونده را سردرگم نکند. همین شیوه از آمیزش کلام پر معنا و موسیقی ساده در دههء هفتاد میلادی مورد استفادهء خوانندگان مولفی* مانند لئونارد کوهن و فابریتزیو ده آندره قرار گرفت که تا حد زیادی به محبوبیت بین المللی شان کمک کرد.

مسالهء منفی در این کنسرت صدابرداری بسیار نامناسب و اصولاً آکوستیک نامناسب سالن اجرا بود که این نکته متاسفانه در حال تبدیل شدن به نوعی بیماری اجرایی است. اینکه سالن هایی که در آنها کنسرت برگزار میشوند تا چه حد از امکانات آکوستیک مناسب برخوردار هستند مساله ای است که واقعاً باید به آن توجه کرد. نکته ای که توسط بسیاری از منتقدین، به هنگام اجرای کنسرت های سه گانهء شیدا و کنسرت گروه شهناز و محمدرضا شجریان نیز بارها به آن اشاره شد.
این مطلب در مورد اجرای نفیسی نیز صادق بود؛ به گونه ای که بسیاری از حاضرین در گفتگوهای میان دو قسمت اجرا و پایان برنامه آن را ضعفی بزرگ تلقی کردند و این نکتهء منفی موجبات ناراحتی بسیاری از حاضرین را فراهم آورد. صدابرداری نامناسب (که البته با توجه به سالن اجرا شاید بهتر از آن ممکن نبود و در این زمینه متخصصین امر باید نظر دهند) باعث ایجاد نوعی همهمه و اکوی اضافه بود که نه تنها از کیفیت اجرای موسیقاییِ نفیسی می کاست که موجب این شده بود که حاضرین  از کلام و ترانه درک درستی نداشته باشند و این مساله به موسیقی نفیسی که پایه و اساس آن بر روی کلام قوی و تاثیرگذار است ضربهء بدی وارد کرده بود.

 ایرادات فنی صدا و آکوستیک مکان برگزاری کنسرت ها به قدری مورد انتقاد همه قرار گرفته که متاسفانه به نوعی پرداختن به این مطلب را لوث کرده است. اینکه چه ارگانی باید به این مسائل توجه کند و اصولاً وظیفهء کدام بخش از امور فرهنگی در وزارت فرهنگ و ارشاد، پرداختن به نکاتی از این دست می باشد خود بحثی است علی السویه که شاید در مقالی بعد بیشتر به آن بپردازیم.

مهم ترین نکته این است که نفیسی باید از محبوبیتش در میان مردم آگاه باشد و به این نکته توجه کند که اجراهایی مانند اجرای تیرماه در کاخ نیاوران می تواند به این محبوبیت تا حد زیادی لطمه وارد کند؛ چون کسی که برای تهیهء بلیت مبلغی پرداخته و وقتی گذاشته و شاید از دورترین نقاط خود را به شمال تهران رسانده است، انتظار ارائهء برنامه ای مناسب دارد که البته انتظار زیادی نیست و همین ایرادات کوچک و بزرگ می تواند در نوع برخورد مخاطبِ نفیسی در آینده بسیار تعیین کننده باشد.

Advertisements

Read Full Post »

سهيل نفيسي را مي توان يکي از موفق ترين خوانندگان حال حاضر به حساب آورد. شايد يکي از مهمترين دلايل براي چنين ادعاي گزافي اين باشد که او بعد از مدت هاي طولاني جاي خالي گونه يي از موسيقي را در ايران پر کرده است. در سال هايي که گروه ها و خوانندگان پاپ طرفداران خودشان را پيدا کرده اند؛ در زماني که موسيقي راک و… حال چه از زير زمين و چه از راه هاي قانوني به دست مردم مي رسند؛ در دوراني که موسيقي سنتي همواره مخاطب خاص خود را حفظ کرده و موسيقي کلاسيک نيز آنقدر جذابيت دارد تا سالن تالار وحدت را در هر اجراي ارکستر سمفونيک تا حدي پر کند، جاي خالي گونه يي از موسيقي حس مي شد که پس از خانه نشيني و سپس مرگ فرهاد مهراد کسي نتوانسته بود احيايش کند.

موسيقي نفيسي به گونه يي يادآور سبک موسيقايي خوانندگاني چون باب ديلن، لئونارد کوهن و نمونه هايي اروپايي مانند جرجو گابر، فابريتزيو دآندره (در ايتاليا) و ژرژ براسن (در فرانسه) دست کم در دوران آغازين فعاليت هنري شان است. سبکي که برتري مطلق و بي چون و چراي متن و شعر بر موسيقي، دوري جستن از حجم بالاي صوتي و گرايشي بعضاً افراطي به سوي ملوديسم از ويژگي هاي اصلي آن به حساب مي آيند.

به همين دليل بسياري از منتقدان و علاقه مندان، سبک موسيقايي نفيسي را با فرهاد مهراد مقايسه مي کنند گرچه اگر با دقت بيشتري به آثار نفيسي (دست کم در آلبوم اول) توجه کنيم، نشانه هايي از ترانه خواني هاي اصلاني را مي توان جست وجو کرد.

نکته يي که نفيسي را تا حدي از دسته خوانندگان نامبرده جدا مي کند اين است که نفيسي همواره از اشعار ديگران در خلق ترانه هايش استفاده کرده. شايد تنها به همين دليل نتوان نفيسي را در زمره خوانندگان مولف 1 جاي داد اما به هر روي استفاده از اشعار بزرگاني چون نيما، شاملو، اخوان ثالث و… جسارتي مثال زدني طلب مي کند که نفيسي با انتخاب هاي مناسب و با به موسيقي کشيدن آنها نشان داد که در اين زمينه هنرمندي است بسيار قابل اعتنا.

آلبوم «ري را» يکي از موفق ترين آلبوم هاي سال هاي اخير در ژانر موسيقي پاپ به حساب مي آيد و دليل آن در درجه اول متفاوت بودن فضاي موسيقايي اش است که همانطور که پيشتر اشاره شد جاي خالي اش به شدت حس مي شد. يکي از صفاتي که در طول اين مدت درباره اين آلبوم از دهان دوستدارانش بارها به گوش رسيد، «صميميت» بود؛ صميميتي که شنونده را با گوش سپردن به اشعار نيما و شاملو و اجراي ساده و روان گيتار (و بعضاً همراهي هاي جسته و گريخته فلوت و هارمونيوم) و صداي بي آلايش و گرم سهيل نفيسي به فضايي رمانتيک و نوستالژيک رهنمون مي سازد.

اين سادگي و دوري جستن از صداهاي اضافه و قطعاً آزار دهنده رمز اصلي گرايش درصد بالايي از نسل جوان امروز به سمت اين آلبوم بود؛ به ويژه در شهري چون تهران جايي که زندگي در آن همواره همراه است با موسيقي متن ترافيک و بوق ماشين و صداي موتور و پتک هايي که در هر خيابان يا خانه يي را مي کوبند يا برجي را بالا مي برند، به اين گونه از موسيقي با کمترين حجم صوتي ممکن و بالاترين ميزان تاثيرگذاري کلامي (به اشعار توجه کنيد) نياز شديدي حس مي شود.

متاسفانه چند سالي است که بسياري از خوانندگان موسيقي پاپ و حتي سنتي گرايش عجيبي به سمت استفاده از ارکسترهاي حجيم دارند؛ از نمونه هايي که گروهي بين ده تا پانزده نفر را تشکيل مي دهند گرفته تا آن دسته که ارکستر سمفونيک را والاترين و ارزشمندترين همراه براي اجراهايشان مي پندارند. نفيسي در کمال سادگي و با استفاده از کمترين امکانات ممکن سعي مي کند گرايش بسياري از موسيقيدانان معاصر به سمت فضاهايي که بدون دليل شلوغ هستند را به چالش بکشاند (شايد حتي ناخواسته) و در اين مبارزه يک سر و گردن بالاتر از بسياري از هم نسلان و همکارانش قرار دارد.

قضاوت کردن روي آثار يک خواننده و آهنگساز با مبنا قرار دادن تنها يک آلبوم انتشار يافته از او شايد کار چندان صحيحي نباشد چرا که براي اظهارنظر درباره شيوه آهنگسازي، اجرا و نوع تاثير گذاري آن از ديدگاهي جامعه شناسانه و زيبايي شناسانه بايد با فاصله زماني مناسبي به يک دوره از اين آثار نگاه کرد و روند پردازش ترانه ها يا قطعات را با ديدي وسيع تر مورد بررسي قرار داد. به همين دليل است که به آلبوم «ري را» صرفاً بايد به چشم قدمي اول نگاه کرد که خوشبختانه بسيار حساب شده برداشته شده و استقبال پيش بيني نشده از آن نيز گواه اين است که در آينده از نفيسي بسيار بيشتر خواهيم گفت و خواهيم شنيد.

پي نوشت؛—————————

1- خواننده مولف واژه يي است که در برابر واژه ايتاليايي Cantautore به معناي خواننده و شاعر (ترکيبي از Canante+ Autore) برگزيده ام.

این یادداشت به تاریخ 18 تیرماه 1387 د روزنامهء اعتماد به چاپ رسید. (+)

Read Full Post »

درباره آلبوم «منظومه شخصي» ساخته پيتر سليماني پور

از ميان رفتن مرزها همواره يکي از آرزوهاي هنرمندان بوده و هم اکنون که سال هاي عصر ارتباطات را تجربه مي کنيم و شناخت فرهنگ هاي مختلف بسيار آسان تر از گذشته شده، تحقق اين آرزو در قالب موسيقي خيلي دور از ذهن نيست. همين واقعيت است که بسياري از موزيسين هاي معاصر را به سمت خلق نوعي از موسيقي سوق داده که به غلط يا درست نام «موسيقي تلفيقي» را يدک مي کشد. براي موفق بودن اين نوع از موسيقي که با در کنار هم قرار دادن نمونه هايي از گونه هاي مختلف به دست مي آيد، بايد بسيار حساب شده و با شناختي بالا از گونه هاي مختلفي از موسيقي هايي که به کار گرفته مي شوند عمل کرد تا به شارلاتانيسم متهم نشد (اتهامات اشتباهي از اين دست را در گذشته يي نه چندان دور در مورد گروه نوپاي آويژه شاهد بوده ايم).

پيتر سليماني پور در تنها آلبوم مستقل خود، منظومه شخصي نمونه يک کار موفق و حساب شده را در اين گونه از موسيقي ارائه داده است. قطعات اين آلبوم نشان از درک آهنگساز از موسيقي معاصر غربي و موسيقي نواحي ايران و کشورهاي همسايه دارد. خلق فضاهاي رازآلود و استفاده از بداهه نوازي هاي جزگونه و تاثيرپذيري از موسيقي New Age به ويژه لحن موسيقايي ويليام اکرمîن و جرج وينستون، در کنار گرايش نه چندان افراطي به ملوديسم در کنار يکديگر مجموعه يي را پديد مي آورد که مي تواند نمونه يي موفق براي کساني باشد که در اين راه قدم بر مي دارند. نزديکي به سبک آهنگسازي معاصراني چون اکرمîن و وينستون در قطعه «در شهر نيست» نمود بيشتري پيدا مي کند که به رغم تاثيرپذيري از اين گونه موسيقي، آهنگساز به ورطه تقليد نمي افتد.

قطعه اول آلبوم (يک هفته آفتاب) را شايد بتوان نوعي خيالپردازي موزيکال قلمداد کرد؛ نوعي بداهه نوازي روي يک پايه ريتميک تکرارشونده که طولاني ترين قطعه آلبوم را تشکيل مي دهد و در عين حال به هيچ وجه شنونده را از اين تکرار خسته و دلزده نمي کند. اين نوع از نگرش، تا حدي در باقي آثار اين مجموعه نيز به چشم مي خورد و مي توان آن را يکي از تفکرات غالب در اين آلبوم به حساب آورد؛ يعني نزديک شدن به نوعي از بداهه نوازي از قبل تعيين شده و در عين حال به کارگيري فضاهاي نو و متفاوت.در «لطف ابهام» همزيستي گونه هاي مختلف موسيقي در بالا ترين حد خود نمود پيدا مي کند؛ اثري هوشمندانه که از ساختاري بسيار قوي سود مي برد و در آن مي توان رگه هاي بداهه نوازي جز را در کنار ملودي هاي شرقي به راحتي پيدا کرد و با آن در دنيايي از «ابهام» غرق شد.

قطعه «شادي» را شايد بتوان قوي ترين قطعه اين آلبوم به حساب آورد؛ ملودي آغازين ساکسفون که ملهم از موسيقي محلي آذري است در ادامه به قسمتي از چهارمضراب ماهور درويش خان – صبا اشاره يي مي کند و در عين حال در قسمت مياني، آهنگساز گريزي نيز به تکنيک فوگ مي زند و از اين فرم قديمي اروپايي خيلي گذرا استفاده مي کند. جالب اينکه در کنار هم نهادن تمامي اين ويژگي ها به هيچ وجه وحدت کلي اثر را خدشه دار نمي کند.«خستو» را شايد بتوان از ديد رنگ آميزي و فضاسازي يکي از متفاوت ترين قطعات حاضر در اين مجموعه برشمرد چرا که صداسازي ها و تکنيک آهنگسازي در اين اثر تا حدي يادآور موسيقي فيلم هاي دهه هفتاد سينماي اروپا (به ويژه سينماي فرانسه و ايتاليا) است و از فضاهاي موسيقايي ديگر قطعات مجموعه کمتر نشاني به چشم مي خورد.

يکي ديگر از ويژگي هاي آهنگسازي سليماني پور در اين مجموعه استفاده از تکنيک غافلگيري است که کمتر در ميان آهنگسازان معاصر ايراني سراغ داريم. در واقع تفکر موسيقايي موزيسين ايراني همواره با اين اصل نانوشته گره خورده که براي هرگونه تغييري بايد در ذهن شنونده فضا را آماده ساخت در حالي که به طور مثال در قطعه «صفاي باطن» اين غافلگيري با رويکردي بسيار حساب شده باعث مي شود در درجه اول موسيقي به يکنواختي نيفتد و در درجه دوم شنونده همواره آماده باشد تا نکته جديد و کاملاً متفاوتي را دريابد.تاثيرپذيري سليماني پور از موسيقي نواحي ايران و به طور کل موسيقي کشورهاي خاورميانه انکارناپذير است. در دو قطعه پاياني مي توان اين تاثيرپذيري را بيشتر از بقيه آثار حس کرد. ملودي اصلي «رقص عروس» تا حدي نشان از موسيقي عبري دارد و «البلوز» که همان طور که از نامش پيداست فضاهاي موسيقي عربي را در قالب موسيقي بلوز به گوش شنونده مي رساند که در نوع خود ابتکاري در خور توجه و بسيار ارزشمند به حساب مي آيد.در مجموع مي توان آلبوم منظومه شخصي را تجربه يي موفق در زمينه موسيقي معاصر برشمرد؛ تجربه يي که از انسجام و وحدت لازم براي ارتباط با مخاطب برخوردار است و در عين حال عنصر تنوع نقشي بسيار ريشه يي در بافت اين مجموعه بازي مي کند. در واقع سليماني پور به درجه يي از هماهنگي ميان اين عوامل نزديک شده که در نوع خود ارزشمند است و مي توان اميدوار بود ادامه اين فعاليت ها و تجربه ها در آينده زبان موسيقايي اين آهنگساز جوان را خاص تر از قبل کند تا جايي که بتوان از او به عنوان آهنگسازي صاحب سبک نام برد.

این یادداشت به تاریخ 28 خرداد 1387 در روزنامهء اعتماد به چاپ رسید (+)

Read Full Post »