Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘تک مضراب’ Category

در بحبوحهء فضای انتخاباتی حاکم بر ایران در روزهای اخیر موضوعی که انتقادات بسیاری را موجب شده است، شیوهء استفادهء بعضی از نامزدها یا حامیانشان از موسیقی‌های مختلف برای تبلیغ های انتخاباتی‌ بود. تکه پاره کردن متن و موسیقی سرود ای ایران را بسیاری از ایرانیان توهین به شعر حسین گل گلاب و موسیقی روح‌الله خالقی می‌دانند و استفادهء تبلیغاتی از آن برای بسیاری از مخالفان نامزد مورد نظر عملی حیرت انگیز و به دور از اخلاق حرفه‌ای فرهنگی به حساب می‌آید؛ این  نوع برخورد با یک اثر هنری که می‌توان آن را به دور از هرگونه جانبداری سیاسی متعلق به تمام مردم ایران دانست، البته از دیدگاههای جامعه‌شناختی بسیاری نیز قابل تامل است، همانگونه که استفاده از سرود آفتابکاران و اولین سرود ملی ایران توسط حامیان یکی دیگر از نامزدها در نوع خود می‌تواند حاوی نکته‌های جالبی باشد.

موضوع اصلی در این میان، استفادهء انحصاری ِ موسیقی های شناخته شده و معروف و محبوب نیست؛ مسالهء اساسی که شاید به آن کمتر توجه شود این است که ذهنیت عقب‌گرایانه‌ای در پس گزینش هایی از این دست به چشم می‌خورد که تا حدی نگران کننده است. گذشته از اینکه سرود ای ایران بیشتر از تمامی سرودهای ملی در ذهن مردم جا دارد، و اینکه بسیاری، سرود آفتابکاران را متعلق به گروههای چپ گرای پیش از انقلاب می‌دانند، بدون توجه به ارزش‌مندی هنری هر یک از این دو قطعه، چرایی ِ گرایش به سمت این آثار بیشتر از بحث و جدل های سیاسی پیرامون این گزینش‌ها، حاوی اهمیت است. 
آیا میزان خلاقیت و تولید اثری نو ومتفاوت تا این حد پایین آمده است یا اصولاً میل به عدم ریسک و تلاش در جهت بوجود آوردن فضاهای «خاطره‌انگیر» است که باعث می‌شود تا اجرایی دوباره از سرودی قدیمی، که در مورد سرود ای ایران همراه بود با کیفیت اجرایی و ادبی بسیار پایین، به تولید اثری نو برتری داده شود؟ آیا سلیقهء هنری مخاطب ایرانی تا این حد تنزل پیدا کرده که طرفداران آن نامزد خاص را به اجرایی با آن ارزشمندی هنری نزدیک به صفر و استفاده از متنی تا آن حد ضعیف وا داشته است؟ یا چرا طرفداران دیگر نامزد انتخاباتی اجرایی دوباره از سرودی فراموش شده ولی محبوب را – که دستِ کم از اجرایی نسبتاً تمیز و تنظیمی نسبتاً قابل قبول بهره می‌برد – به خلق اثری نو که بتواند به نوعی به نام آن گروه سیاسی خاص گره بخورد ترجیح داده‌اند؟

اینها تنها سوالاتی هستند که برای بررسی به آنها لزوم تحقیقی جامعه‌شناختی از وضعیت فرهنگی هنری حال حاضر ایران و ارتباطش با مقولهء سیاست بیش از هر نکتهء دیگری  در خور توجه است. مطلبی که در این میان باید به آن بیشتر پرداخت این است که این نوع گرایش به گذشته، خاطرات و نوستالژی هایی از این دست تا چه اندازه در ذهنیت مردم حاکم است؟ و این غلبهء ذهنی تا چه حد می‌تواند برای پیشرفت فرهنگی هنری ایران مفید باشد و نقاط ضعف و قدرتش کجا به چشم می‌خورد؟

Read Full Post »