باز هم مشکل دقيقاً همين جاست. اين به جاي خود که پس از منتشر شدن آن يادداشت،1 حمله هاي زيادي را از سر لطف و مهرباني دوستان متحمل شدم (که مرا متهم مي کردند به نوشتن درباره موضوعي که از آن شناخت کافي ندارم و توصيه ام مي کردند که به همان روال سابق تنها به فکر نوشتن يادداشت هاي تحليلي و نقدهاي تخصصي در زمينه موسيقي باشم)، اما موردي که همواره ذهن مخاطب را، از هر قشري به خود مشغول مي کند دقيقاً همين حاشيه هايي است که فهرست وار در يادداشت قبلي به آن اشاره کرده بودم. در اينکه پرداختن به موارد يادشده از ديدي کاملاً تخصصي نيازمند کاري بسيار حساب شده تر از سوي افرادي خبره تر است جاي شکي نيست اما به هر حال کسي که درس موسيقي شناسي خوانده باشد مطمئناً هم از سواد لازم در زمينه اين گونه حاشيه ها بهره مند است، هم اصولاً پرداختن به آنها يکي از وظايف اوست.
از آن تاريخ تا به حال که حدوداً دو ماه از زمان انتشار آن يادداشت در روزنامه اعتماد مي گذرد، کنسرت هاي ديگري نيز برگزار شدند که از گزند حاشيه هاي يادشده مصون نماندند به طور مثال تاخيرها و سازماندهي بسيار نامنظم در کنسرت گروه مولوي و شهرام ناظري، قطعي برق در کنسرت گروه دستان و همايون شجريان و مساله شکستن تخته هاي جاگذاري شده روي استخر کاخ نياوران در کنسرت اخير گروه اشتياق و عليرضا قرباني، همه و همه نشان از آن دارند که براي بهبود بخشيدن به وضعيت نابساماني هايي از اين دست به تلاش در جهت فرهنگ سازي، بيشتر از تلاش در جهت خلق آثار نو هنري نيازمنديم چرا که اين گونه مشکلات هم بر بهبود کيفي برنامه ارائه شده اثر مي گذارد، هم مخاطب را از درک صحيح و لذت هنري دور مي کند.
اينکه در شب هاي سوم و چهارم کنسرت گروه دستان و همايون شجريان معضل قطعي برق گريبان مجريان را مي گيرد و هيچ گونه همکاري از سوي مسوولان دلسوز براي رفع اين مشکل صورت نمي گيرد جاي تعجب دارد. البته خوشبختانه محمدرضا شجريان در شب پاياني اين برنامه حضور داشت و حرف هاي وي تا حدي مرهمي بر زخم هاي هميشه باز هنرمندان و دلسوزان مسائل هنري بود اما معضلات کنسرت هايي که در مقايسه با اين کنسرت از استقبال کمتري برخوردار شده بودند را چه کسي بايد بيان کند؟ اينکه در اجراي گروه اشتياق، در محوطه سر باز کاخ نياوران به اندازه يي مشکل و ناهماهنگي وجود دارد که ذهنيت مخاطب از برنامه اين گروه جوان و خوب را تا حد زيادي دچار مشکل کند، از چه طريقي بايد به گوش ديگران برسد؟ مسوولان برگزارکننده اين کنسرت که وظيفه قانوني شان سرويس دهي مناسب به اعضاي گروه و تماشاگران اين کنسرت است، بسيار خوش شانس بودند که شکسته شدن تخته هاي نازکي که روي استخر کاخ نياوران قرار داده بودند خسارت جاني نداشت. البته ناهماهنگي ها و تاخير ها و عدم رعايت نظم ديگر در کنسرت ها عادي شده اند تا جايي که همين برگزارکنندگان محترم در طول مدت کنسرت دائماً در حال قدم زدن در کنار تماشاگران بودند و مدام در حال بلند صحبت کردن با ديگر همکاران شان و کوچک ترين توجهي به اين مساله نداشتند که زحمت چندماهه گروهي منظم و خوشفکر را زير سوال مي برند.
اصولاً اينکه «تاخير» لازمه زندگي و برنامه هايمان شده و معمولاً (نه هميشه) بايد کمي دير به قرارهايمان برسيم نکته يي بسيار عادي تلقي مي شود. در اين زمينه نه فقط مسوولان برگزاري کنسرت ها که خود تماشاگران محترمي که به ديدن اين کنسرت ها مي آيند نيز مقصرند. اينکه روي بليت ها نوشته شده «برنامه در ساعت 20 آغاز مي شود» از ديد مخاطب به آن معناست که بايد سر ساعت 21 در محل برگزاري کنسرت باشد و جالب اينکه مسوولان برگزاري کنسرت به راحتي به ايشان اجازه ورود مي دهند. تا کي بايد اين روند ادامه پيدا کند؟ اگر دو يا سه بار در ورودي سالن کنسرت را دقيقاً در همان زمان ببندند، فرهنگ منظم بودن را در ميان تماشاگران جا نينداخته اند؟ آيا تماشاگراني از اين دست هنگام برنامه بعدي اين مطلب را به خاطر نخواهند داشت که بايد سر موقع در محل برگزاري کنسرت حاضر باشند چرا که در غير اين صورت از ديدن برنامه محروم خواهند بود؟ يا اصولاً کنسرت هاي موسيقي را با مسابقه فوتبال اشتباه گرفته اند که هر وقت خواستند بيايند و بروند؟ مگر نه اين است که از حضور کودکان زير 8 سال بايد خودداري شود؟ پس چه دليلي وجود دارد که اجراي برنامه بايد با صداي گريه کودکاني همراه باشد که احتمالاً از حضور در اين فضا رضايت ندارند و آنقدر هم سخن گفتن نمي دانند تا والدين محترم شان را در جريان نارضايتي خود قرار دهند؟ چه دليلي وجود دارد که اين والدين عزيز بتوانند برخلاف تقاضاي برگزارکنندگان در محل اجراي کنسرت حاضر باشند؟ تا اينجاي کار، هم جمعي از تماشاگران عزيز مقصرند، هم مسوولان برگزاري برنامه که به مسائلي از اين دست تا اين حد بي توجهند. اما روي ديگر سخنم تنها با همان تماشاگر عزيزي است که مي داند بايد حقوق ديگر حاضرين را رعايت کند؛ اما باز هم همه چيز تحت سيطره گوشي هاي همراه قرار مي گيرد و اگر در کنسرت شجريان، تعداد زيادي از حاضران هنگام استفاده از اين تلفن هاي نازنين براي به رخ کشيدن هنر عکاسي شان، دست کم صداي آنها را خاموش مي کردند، اين بار در کنسرت برگزارشده در کاخ نياوران نه تنها شاهد سر و صداهاي متعدد عکسبرداري هاي اينچنيني بوديم، که بسياري از اين عزيزان حتي زحمت ساکت کردن صداي زنگ موبايل شان را هم به خود نمي دادند و چه بسا هنگام تکنوازي پر از احساس علي قمصري يا شروين مهاجر، صداي خواننده جيپسي کينگز که از يکي از همين تلفن هاي همراه بلند مي شد، قدرت صدابرداري اين برنامه را کلاً به چالش مي کشيد،
حال شايد بهتر باشد از کنار خيلي از مسائل گذشت و به روي خود نياورد و سعي کرد دندان روي جگر گذاشت و تحمل کرد و دم نزد؛ اما اين رويه چه موقع جواب خواهد داد؟ آيا اصولاً اين بي تفاوت بودن ها مي تواند دردي را دوا کند؟ يا باز هم بايد پس از چند سال بياييم و بنويسيم «همچنان مشکل دقيقاً همين جاست؟»
پي نوشت؛—————————
1- مشکل دقيقاً همين جاست، اعتماد، 25 تيرماه 1387
این یادداشت به تاریخ 12 شهریور 1387 در روزنامهء اعتماد به چاپ رسید
http://www.etemaad.com/Released/87-06-12/230.htm#112113
